تورم نقشها؛ سازمانی که بزرگ میشود اما قوی نه
بعضی سازمانها با اضافهکردن پستها و عناوین، تصور میکنند در حال رشدند؛ اما این فقط تورم نقشهاست. وقتی وظایف همپوشانی دارد، واحدهای جدید، مسئلهای را حل نمیکنند و لایههای مدیریت زیاد میشود، خروجی سازمان کم میشود نه بیشتر. راه درست، کوچکسازی عجولانه نیست؛ بازطراحی شفاف نقشها و حذف اضافهکاری ساختاری است. سازمانی که بداند هر نقش چرا وجود دارد، حتی …
مشاهده ادامه
سه ستون بهرهوری در هر سازمان: دقت، همکاری، شفافیت
بهرهوری در سازمان از کارهای بزرگ شروع نمیشود؛ از همان رفتارهای ساده و دقیق روزانه شکل میگیرد. وقتی هر فرد وظیفهاش را کامل، شفاف و هماهنگ انجام میدهد، جریان کار روانتر میشود و کیفیت خدمت بالا میرود. دقت، همکاری و گزارشدهی درست، 3 ستون اصلی بهرهوری هستند. اگر این سه در رفتار روزانه ما جا بیفتند، نتیجهاش در کل سازمان …
مشاهده ادامه
وقتی حق گرفتن تبدیل به رگ بیمنطق سازمان میشود
در بسیاری از سازمانهای ایرانی، «حق گرفتن» به عادت تبدیل شده؛ از رانت در قراردادها تا برداشتهای کوچک از انبار و کمکاری روزمره. کسی اسمش را تخلف نمیگذارد، اما همین رفتارهای کوچک سازمان را فرسوده میکند. مشکل، صرفاً اخلاق افراد نیست؛ بلکه ساختارهای مبهم و کنترلهای ضعیف و بیعدالتی است. اصلاح هم از شفافیت، تفکیک اختیارات و ثبت دقیق فرآیندها …
مشاهده ادامه
مدیران میانمایه، قاتلان آرام سازمانها
مدیران میانمایه از بزرگترین تهدیدات برای یک سازمانند. کسانی که به اندازهای بلدند که اشتباه فاحش نکنند، اما آنقدر جسارت و عمق ندارند که تحول ایجاد کنند. آنها جلوی رشد نیروهای باانگیزه را میگیرند، تصمیمهای بزرگ را به تأخیر میاندازند و با ظاهری آرام، فرهنگ میانمایگی (متوسطگرایی) را در سازمان نهادینه میکنند. خطرناکترین سکون، سکونی است که در لباس ثبات …
مشاهده ادامه