بحران مهارت در بازار کار ایران

بحران مهارت در بازار کار ایران دیگر یک دغدغه صرفاً دانشگاهی یا موضوعی برای جلسات کارشناسی نیست؛ امروز به یکی از جدی‌ترین چالش‌های کسب‌وکارها، سازمان‌های بزرگ و حتی پروژه‌های توسعه‌ای کشور تبدیل شده است. سازمان‌ها نیرو دارند، اما «توانمندی» ندارند؛ رزومه‌ها پُر است، اما خروجی‌ها اندک است؛ مدرک‌گرایی فراگیر شده، اما مهارت‌های واقعی کمیاب‌اند. این تضادِ عجیب میان عرضه و تقاضای نیروی کار، نشانه یک شکاف عمیق در نظام مهارت‌آموزی کشور است؛ شکافی که نه با افزایش آموزش‌های تئوریک و نه با همایش‌های رسمی پر می‌شود.

واقعیت این است که اقتصاد ایران طی دو دهه گذشته سریع‌تر از نظام مهارت‌سازی تغییر کرده است. شرکت‌ها دیجیتالی شده‌اند، فرآیندها پیچیده‌تر شده‌اند، نقش‌های کاری تبدیل به نقش‌های ترکیبی شده‌اند، اما مدل تربیت نیرو همچنان بر همان الگوهای سنتی گذشته استوار مانده است. دانشگاه‌ها هنوز به شکل گسترده محتوامحورند نه مهارت‌محور؛ دوره‌های کوتاه‌مدت اغلب بر مدار مدرک و گواهی می‌چرخند و سازمان‌ها همچنان از کارکنان انتظار دارند «همان روز اول» آماده تحویل کار باشند، بدون اینکه بستر لازم برای یادگیری در محل ایجاد کنند.

اما ریشه بحران فقط در آموزش نیست. بخش بزرگی از مسئله به ساختارهای سازمانی برمی‌گردد. در بسیاری از شرکت‌ها، شرح شغل‌ها یا بسیار کلی‌اند یا بیش‌ازحد تشریفاتی؛ مسیر شغلی تعریف نشده است؛ استانداردهای مهارتی برای هر نقش مشخص نیست و حتی در واحدهای عملیاتی و خدماتی، مهارت‌ها به صورت تجربی و بدون مدل‌سازی منتقل می‌شوند. این وضعیت باعث می‌شود جذب نیرو به «سلیقه مدیر» وابسته شود، ارزیابی عملکرد بر پایه برداشت‌های ذهنی شکل بگیرد و توسعه کارکنان در حد چند دوره عمومی باقی بماند. در چنین سازمانی، نه کارمند می‌فهمد چه باید یاد بگیرد و نه سازمان می‌داند چه باید آموزش بدهد.

در سطح کلان نیز بازار کار ایران گرفتار تناقض است: از یک‌سو جوانان تحصیل‌کرده فراوان‌اند و از سوی دیگر شرکت‌ها از کمبود نیروی متخصص شکایت می‌کنند. این پدیده ناشی از نبود هم‌زبانی بین نظام آموزش و نظام اشتغال است. دانشگاه‌ها مهارت‌های مورد نیاز صنعت را نمی‌شناسند؛ کسب‌وکارها فرصت یادگیری در محل را فراهم نمی‌کنند و دولت نیز تاکنون نتوانسته یک چارچوب منسجم مهارت‌محور طراحی کند که میان آموزش، کارفرما و نیروی کار پیوند واقعی ایجاد کند. نتیجه این می‌شود که افراد با مهارت‌هایی فارغ‌التحصیل می‌شوند که بازار کار به آن نیاز ندارد، در حالی که سازمان‌ها برای مهارت‌هایی که نیاز دارند باید ماه‌ها و گاهی سال‌ها هزینه کنند تا یک نیرو قابل استفاده شود.

بحران مهارت پیامدهای جدی برای سازمان‌ها دارد: هزینه جذب بالا می‌رود، بهره‌وری کاهش می‌یابد، نرخ ترک‌خدمت در سال اول شدیدتر می‌شود، تعارضات روابط کار افزایش پیدا می‌کند، پروژه‌ها کند پیش می‌روند و سازمان مجبور می‌شود مداوماً در نقش «آتش‌نشان» عمل کند نه توسعه‌دهنده نیروی انسانی. در محیط‌های عملیاتی مثل مراکز تجاری بزرگ، هتل‌ها، شرکت‌های لجستیکی و خدماتی، این بحران ملموس‌تر است؛ چرا که این سازمان‌ها نیازمند نیروهایی هستند که هم مهارت فنی داشته باشند، هم مهارت رفتاری و ارتباطی و هم بتوانند در محیط‌های پویا و مملو از تعامل کار کنند. اما چنین ترکیبی به ندرت در بازار پیدا می‌شود، زیرا هیچ نهادی مسئول آموزش یکپارچه این مهارت‌ها نیست.

راه‌حل این بحران در تغییر نگاه سازمان‌ها به «توسعه مهارت» نهفته است. تا زمانی که آموزش یک هزینه تلقی شود و نه یک سرمایه‌گذاری راهبردی، وضعیت تغییر نمی‌کند. سازمان‌ها باید به جای متکی بودن بر بازار کار بیرونی، مدل مهارت‌سازی داخلی ایجاد کنند؛ برنامه‌های یادگیری در محل را فعال کنند؛ سیستم‌های مربی‌گری و منتورینگ را توسعه دهند؛ نقش‌ها را بازطراحی کنند؛ استانداردهای مهارتی تدوین کنند و برای مسیر شغلی واقعی، نه نمادین، سرمایه‌گذاری کنند. این اقدامات شاید زمان‌بر باشند، اما تنها راه مطمئن برای ساخت یک نیروی کار توانمند و پایدار است. هیچ کشوری با واردات مهارت و استخدام‌های مقطعی توسعه پیدا نکرده است؛ توسعه زمانی رخ می‌دهد که سازمان‌ها خود تبدیل به کارخانه یادگیری شوند.

بحران مهارت در ایران یک هشدار است؛ هشداری که به ما می‌گوید رشد اقتصادی بدون رشد مهارت امکان‌پذیر نیست. اگر سازمان‌ها، دانشگاه‌ها و سیاست‌گذاران نتوانند برای این شکاف پاسخی مشترک پیدا کنند، هزینه‌های آن در سال‌های آینده بسیار سنگین‌تر خواهد شد. اما اگر امروز تصمیم بگیریم که مهارت را در مرکز راهبرد توسعه نیروی انسانی و مدیریت کسب‌وکار قرار دهیم، همین بحران می‌تواند به فرصتی برای تحول تبدیل شود. نیروی انسانی توانمند نه فقط یک مزیت رقابتی، بلکه ستون فقرات اقتصاد آینده ایران است.

شاهین منصوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *